عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
52
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
مىخواندهاند « 1 » ، از توابع بلخ ، يك روزه شبورغان . « 2 » گويند قصبهء جوزجانان بوده است و بر « 3 » كوه است ، امّا بناى آن از خاك بوده است و در آن آبهاى روان و باغ و بساتين بسيار . بر طرف جنوب « 4 » شبورغان است . عكبرا شهركى كوچك « 5 » است بر دجله ( بر ) « 6 » بالاى بغداد به ده فرسخ نزديك دجيل « 7 » و در ميان بغداد و عكبرا قريهاى است قطر بل « 8 » نام و خلفا آنجا بسيار مىرفتهاند و سكان آن مواضع اكثر نصارا باشند [ و كنايس بسيار معتبر ساختهاند ] « 9 » و شراب آن موضع مشهور است چنان كه يكى از نامهاى خمر قطر بلى « 10 » است و آن بدين موضع منسوب است و در باب آن اشعار عرب بسيار است . در نزديك آمد « 11 » نيز قريهاى است قطر بل « 12 » نام و در آنجا نيز « 13 » خمر فروشند . سامره در بالاى بغداد است و موضعى مشهور است . ابن رجاح « 14 » مىگويد در قديم اين موضع ساميرا نام داشت ، بعد از آنكه معتصم « 15 » آن را « 16 » عمارت كرد ، سرّ من رأى خواند . تا عكبرا دوازده فرسخ است و جايى خوش هواست « 17 » و در اخر اقليم سيم است . ابن سعيد مىگويد بناء او « 18 » معتصم نهاد ، الواثق هارونيه اضافت آن كرد و متوكّل جعفريه به هر دو منضم گردانيد و شهرى بزرگ شد . فامّا حالا خراب است و مثل قريهاى شده است .
--> ( 1 ) با : مىخوانند . ( 2 ) همه نسخهها جز اساس : شبرغان . ( 3 ) با : در . ( 4 ) گ ، مل : جنوب و شرقى شمال . ( 5 ) اساس : كوچكى . ( 6 ) اساس ندارد . ( 7 ) با خوانده نشد . گ ، مل : و جيل . ( 8 ) همه نسخهها : قطر تل . تصحيح قياسى است . ( 9 ) اين عبارت را با ندارد . ( 10 ) همه نسخهها : قطر تلى . نك : بالاتر . ( 11 ) با ، گ ، مل : خوانده نشد . اسد ؟ . ( 12 ) همه نسخهها : قطر تل . ( 13 ) مل ندارد . ( 14 ) با : رجاج ، گ ، مل : رجاج ؟ ( 15 ) با : مقسم . ( 16 ) مل : آن را معتصم . ( 17 ) با : هوائيست . ( 18 ) با : هوائيست .